مهرلاخ با چند گزاشتار بروز می شود
شایسته است برداشت با ذکر نام مترجم و منبع باشد
Earth
By: John Hall Wheellock (b. 18860)
زمین
منجمِ اهل مریخ
آسمان را برانداز کرد و
با اشاره به کره ی زمین گفت:
"هیچ سیاره ای با اراده ی خودش منفجر نمی شود
شک ندارم که آدم های نابغه ای در آنجا زندگی می کنند.
برگردان بفارسی : ناصـر صـارمی
-------------------------------------------------
Stars , I have seen them fall
By:A.E. Housman (1859-1936 )
هبوط ستاره ها را من دیده ام
هبوط ستاره ها را من دیده ام
ستاره ها را ، آری من فرو افتادنشان را دیده ام
اما هنگامی که می افتند و می میرند
هیچ ستاره ای نابود نمی شود
از آسمانی که ستاره ها را در آن کاشته اند. نه، هرگز
به خاطر اولین گناه
تمام جان کندنهای آدم بی فایده است
آنچنانکه هرچند باران بر دریا ببارد
دریا همچنان شور است.
برگردان بفارسی : ناصـر صـارمی
----------------------------------
The Turtle
By: Ogden Dash (1902 – 1971)
لاک پشت
این لاک پشت، عجب جانور خلّاقی است که
در یک جداره پنهانی زندگی می کند که
عملاً نر یا ماده بودنش هم معلوم نیست،
ولی می تواند در یک چنین مخمصه ای تولید مثل کند.
برگردان بفارسی : ناصـر صـارمی
پنجـاه و دو
بی بی ببین که چه سنگی به سینه ام
مانده است و می کشمش تا دفینه ام
شاید به بار تو ویران شوم اگر
این خشت برکشم از لای چینه ام
این زندگی ته حکمش به فضل بود
تا آن زمان که تو بودی مدینه ام
چیزی به هیچ بدهکار کرده ای
شاهی که من شدم و بی خزینه ام
ما را بگیر تو سرباز اجنبی
تا از دلت نرود گر چه کینه ام
بد جور بُر زده چشمت سر مرا
بد جور بر تن خاجت قرینه ام
یک دست مانده که بالا بیاورم
از بس که رفته به بالا هزینه ام
آن دست آخری یادت هنوز هست؟!
برگ ردی که زدی روی سینه ام
?
می خواستم، دلم اما رضا نداد
پاکت کنم فقط از پس زمینه ام
----------------------------------
The Hound
by: Robert Fransis b.1901
تـازی
زندگی ، این سگ شکاری
دو رنگ
مِی آید به مرز من ، تا
یا پاچه ام را بگیرد
یا دوستم باشد
قصدش را نمی دانم
زمانی که جهیده است
بر دستهای عریان من
که بلیسد ویا گاز بگیرد!
می مانم در این رهگذر
به تماشای رخدادهای زندگی.
برگردان بفارسی: ناصر صارمی