بسم الله

به ياري خــــــدا هر آنچه را که به ديده زيباست ساخته ايم
(خشايار شا)

مقالات ادبي هنري ناصر صارمي برگرفته از خبرگزاريها و نشريات

   1   2      >

هم ترانه ياد من باش


بي بهانه ياد من باش



ترانه و ترانه سرايي در ايران


شايد نخستين ترانه هاي جهان هستي اصواتي باشند که از حنجره طبيعت جاري مي شوند مانند باد - از همه نوعش ، طوفان يا نسيم - رعد و برق ، آتشفشان ، باران ، موج و ...


اينها آهنگ نيستند بلکه ترانه اند که با زباني جهاني ادا مي شوند ، چرا که هيچگاه دو ترانه توسط دو شخص نمي تواند به طور يکسان اجرا شود اما سازها را آدمهاي مختلف مي توانند همسان بنوازند و صداهاي طبيعي هم عليرغم آنچه که در ظاهر مي شنويم ، صد در صد از ترکيب نت متفاوت برخوردارند .


تاريخ ترانه و ترانه سرايي در ايران بي ترديد برمي گردد به پيش از تاريخ مدوّن ، البته ما هم بنا نداريم به تاريخ آن بپردازيم بلکه گذري اگر چه موجز خواهيم داشت بر آنچه به ترانه سرايي در ايران در روزگار معاصر رفته است .


ترانه از مقوله گفتاري است و در طول تاريخ مي توانسته در يک آن و بدون درنگ و سانسور روي سبيل ظل السلطان ها پا بگذارد بنابر همين ، چه بسيار ترانه ها که در حنجره ها قفل شده و در سينه ها محبوس مانده اند .


هر ترانه گونه اي از شعر است اما هر شعري نمي تواند ترانه بشود هر چند که امروزه در ايران از هر سروده اي مخصوصاً شعراي درگذشته که ديگر نمي توانند سر از خاک برآورند و مدعي حق و حقوق خويش بشوند و احتمالاً راضي هم نيستند شعرشان ترانه شود استفاده مي شود .


يکي از دلايل عمده ناپايداري ترانه هاي امروز ، ضعف حسي و کالبدي شعر است و دست و پا زدن بسياري از خوانندگان براي بازخواني و شکافتن قبرستانهاي کهنه به خاطر همين هست که ترانه ها ديگر شاخصه هاي لازم را براي جذب مخاطب ندارند و با اقبال ، روبرو نمي شوند و چه بسيار خوانندگان که از اين رهگذر مي آيند و گذرا طرفي مي بندند که نهايتاً به تخريب موقعيت هنري اشان مي انجامد .


شاعري که هنوز نام ادوات موسيقي را نمي داند و ريتم و هارموني در موسيقي را نفهميده و با اين هنر حتي به طور عام آشنايي اندکي ندارد نبايد اجازه دهد شعرش ترانه شود . اهميت تلفيق شعر و آهنگ را نبايد از خاطر برد . اين تلفيق را ترانه سرا و آهنگساز و خواننده بايد توأم انجام دهند .


بنده تأثير زياد شعر نو در ترانه سرايي ايراني را بعد از حضور نيما ، زياد جدي نمي گيرم هر چند اثر گذاري شگرف نوآوران در سروده هاي بعد از ايشان را نبايد از خاطر برد . اولاً که کارهاي ناپخته ي بسياري از خوانندگان که ما في الحال از آنها نام نمي بريم همانهايي بودند که شتابزده از آثار نيما و اخوان و ... ديگران گرفتند و خواندند . البته شايد يکي دو مورد استثنا وجود داشته باشد . يکي از دلايل توفيق محمد رضا شجريان در ارائه آثار خوب ، دقت و وسواسي است که ايشان در گزينش شعر دارند و آدمهاي استخوان ترکانده اي از قبيل حسين دهلوي چقدر به حساسيت شعر و اداي آن اشاره دارند .


دوم اين که موج گرايش به ترانه هاي نو بعد از آهنگسازي نوين رخ داد و رسوخ زبان محاوره اي هم خودش تحولي بود . از خوانندگان اين مسير مي توان عماد رام - ويگن - فرهاد - فروغي نوري گلپايگاني ايرج نادر گلچين يغمايي و ... را نام برد . عملاً مي بينيم از فروغ و اخوان و نيما سروده هايي ترانه شدند اما هيچگاه جايگاه ترانه را نيافتند . اما دست به سازهاي شاعر و شاعراني آشنا به موسيقي از قبيل امير جاهد حسن صدر سالک تورج نگهبان بيژن ترقي معيني کرمانشاهي اسماعيل نواب صفا رهي معيري ابوالحسن وزيري - بامداد جويباري هوشنگ ابتهاج شهيار قنبري جنتي عطايي اردلان سرافزار بيژن سمندر يغما گلرويي - حسين منزوي و.......و کم و بيش محمد علي بهمني و چشمگيرتر از همه در حال حاضر مسعود فردمنش موفق به خلق آثار خوبي شدند .


بسيار ديده مي شود که در تذکره ي ترانه سرايان از شاعراني چون سهيل محمودي سيد عباس سجادي بيگي حبيب آبادي حميد سبزواري شاهرخي و ... نام برده شده که بهتر است اين عزيزان در کسوت شاعري نام داشته باشند .


در تيتراژ سريال ها و فيلم هاي سينمايي که هر کس توانسته شعر بسرايد و ترانه اش کند و خودش هم بخواند اصلاً شعر ترانه از حيث بدنه تنوع بيشتري را مي طلبد حتي اگر روايتي را بيان کند مثل ترانه هاي سياوش قميشي که در عين يکدست بودن مضمون اما در بيان ، فراز و فرودهاي به جا و بسيار دقيقي را مي طلبد .


گنجاندن مضامين اجتماعي و تصوير سازي در شعر ترانه اگر بخواهد خوب جا بيفتد کار دشواري است . شعر کلاسيک ، وزن يکدست دارد و دشوار است که بتواند دگرگوني هاي روحي که وظيفه ي موسيقي است در آدمي برقرار کند مگر گاهي اوقات در سرودهاي آييني و مقامي . پاره اي وقتها قطعه اي موسيقي را روي يک شعر به صورت خوانش آوازي مي گذارند که با همه ي زيبايي اش حال و هواي ترانه را ندارد . مُثله کردن شعر هم راه به جايي نمي برد .


هر چند نوازندگان و خوانندگان به طور اعم شاعر نيستند مگر تعداد انگشت شماري و همين تعداد انگشت شمار گهگاه ترانه اي گفته اند نافذ و ماندگار . از سال 77 که گروه هاي پاپ داخل کشور براي عرض حضور مجال يافتند ، خوانندگان و نوازندگان قابلي پا به ميدان گذاشتند اما بعد از ارائه يک کاست دو اتفاق افتاد يا براي هميشه بند رفتند و يا عجولانه به ثبت و ضبط آثار متعدد و بي مايه ديگر اقدام کردند و غالباً هم شاعر از آب درآمدند و هم آهنگساز و هم خواننده . حتي اين موج ، چند تن از کلاسيک خوانان را با خود برد .


شرايط سياسي و اجتماعي را نبايد از نظر دور داشت و اين که اين عوامل چقدر مي توانند در اوج و حضيض يک هنر نقش ايفا کنند که علي الحساب بدان نمي پردازيم . چه بسيار حرف ها که در آشفته بازار ترانه سرايي ايران پا گرفتند و چه بسيار لعل که در دل ، موج خون فشان ها دارند .


ترانه سرايي در ايران مي تواند دوباره جان بگيرد اگر وسعت ديد و حساسيت و صداقت خوانندگان و تهيه کنندگان را همراه داشته باشد . موسيقي ايراني يک موسيقي حسي است و ما نبايد فراموش کنيم که در عين داشتن حس شرقي ، پاپ ، جاز ، راک و ... همه ي نوآوري هاي دنيا را بايد با انديشه و تأمل استقبال کنيم و تا آن جا که به تلطيف روح ما کمک مي کند و با فرهنگ شخصي ما هم آوايي دارد بپذيريم و خواهان آن باشيم . نه پس گرايي ، نه تکرار نه بازنويسي و باز خواني و نه پذيرش ناآگاهانه و تلقيني . هم غصه بخون با من تو اين قفس بي مرز ...


ويژگي هاي يک ترانه ماندگار


1 – هم خواني با صداي خواننده


2 – سادگي و رواني در عين داشتن صور خيال


3 – همخواني با ملودي و سرعت آهنگ


4 – تنوع و رنگ آميزي در ميزانها


5 – عدم تکرار بيش از حد بندها


6 – ارتباط قوي طولي


7 – تازگي عبارات برجسته ي شعر ترانه


8 – تنوع در وزن


منابع : ------------------------------------------------------------


- سرگذشت موسيقي ايران – روح الله خالقي


- نقد و بررسي موسيقي ملي – اقليما پرتو


- پيوند موسيقي و شعر – حسين دهلوي


- نفايس الفنون في عرايص العيون – محمد آملي


- برگي از باغ – ناصر مجرد


- مردان موسيقي – حبيب الله نصيري فرد


- چهره هاي موسيقي ايران – شاپور بهروزي



ناصر صارمي ::: پنجشنبه 22/1/1387::: ساعت 11:15 عصر

+ -

 


http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/beheshtenasr/3news.JPG



ناصر صارمي ::: جمعه 18/3/1386::: ساعت 12:0 صبح

Khabar News



ناصر صارمي ::: سه‏شنبه 8/3/1386::: ساعت 10:8 صبح








صدا و سيما باندهاي ادبي را طرد کند
ناصر صارمي - شاعر ، گفت : ادبيات امروز ايران دچار آسيبي به نام " قيموميت ادبي " شده که به شدت هم تقويت مي شود و مي تواند جريان را از مسير درست و اصولي منحرف سازد ، جشنواره شعر فجر ، تدبيري جدي براي رفع اين آسيب بيانديشد .

اين شاعر معاصر در گفتگو با خبرنگار مهر ، با بيان اين مطلب ، افزود : يکي از آفات بزرگ ادبيات  درکشورها که ما قرار است فقط در ايران به آن بپردازيم ، کانوني کردن و انحصاري نمودن ادبيات با دايره سرخ و غير قابل نفوذ براي ديگران است. ادبيات، يک دانش است مثل همه دانش ها و در اين زمان نيز مثل هر زمان ديگر و هر دانش ديگري متولي مي خواهد اما تعريف تصدي گري در ادبيات امروز تعريف نابجايي است .


ناصر صارمي تصريح کرد : ادبيات هر کشور در طول تاريخش ، مي تواند دستخوش و دست به گريبان بسياري ناملايمات و کشمکش ها باشد و در اين رهگذر آسيب ببيند ، دگرگون شود و سرانجام بيمار گردد و يا از همه بدتر در جا بزند. تصدي گري در باغ ادبيات يعني اينکه ديگر هيچ کس منتظر رويش نباشد و فقط از درختان باغ کم برگ بهره بگيرد.


به گفته اين شاعر ، مدعيان باغباني باغ ادبيات امروز،  ديگر توان اداره اين بهشت را ندارند ، لذا بايد به ديگران هم فرصت دخالت و جستن و رستن بدهند.


صارمي با تاکيد بر برپايي جشنواره اي ملي براي شعر ايران ( شعر فجر ) و حضور همه طيف ها و گرايش هاي متنوع ادبي در اين جشنواره نوظهور ، يادآور شد : رنسانس ادبي هم اينک جاي خود را به يک نوع اليناسيون فرهنگي به ويژه در زمينه ادبيات داده است ، انحصارطلبي يا به تفسير عاميانه آن ، جا گرفتن و موروثي شمردن قيموميت در عرصه ادبيات و ديگر ميدان ها همواره عامل رکود و عقب گرد بوده است که نمونه بارز آن را اخيرا در زمينه ورزش فوتبال ديده ايم .

وي در ادامه گفت : من به نکته اي اشاره خواهم کرد که صرفا نظر شخصي است ، اما حاصل تجربه اي است تقريبا گران و آن اينکه در کشور ما افرادي که در برهه اي از زمان ، خوش مي درخشند و صاحب اقتدار و شخصيتي در زمينه هاي خاص مي گردند ، متاسفانه چون خود را صاحب و امير بلامنازع مي دانند و ميدان را براي طولاني مدت به همگان مي بندند ، آن قدر خويشتن گرايي و خود مقتدربيني را ادامه مي دهند تا در نهايت به تخريب شخصيت آنها بيانجامد و تا خودشان را خراب نکنند از ميدان به در نمي روند ! عدم نظارت و بند و بست هايي که در اين زمينه وجود دارد به اين حرکت کمک مي کند و اما در خصوص ادبيات ، چهره هايي تکراري و اخيرا کاملا کم انگيزه صرفا به اين دليل که در برهه اي هر چند بسيار کوتاه درخشيده اند ، ديگر تصميم به رها کردن مسند ندارند .


صارمي با بيان اينکه ادبيات ايران ، يک امپراطوري پير نيست ، اظهار داشت : ادبيات درهرمقطع از زمان نياز به نوين گرايي و درخشش و گرايش چهره هاي جديد دارد .

وي اضافه کرد : صدا و سيما که مي تواند و بايد نقش ارزنده اي در معرفي چهره های جدید و کارآمد داشته باشد کار خود را راحت کرده و با تکرار چهره های نخ نما و قدیمی عرصه ادبیات و خصوصا شعر، به بهانه برنامه شعر و موسیقی و ... ،  عرصه را برای دیگر متخصصان تنگ می کند و هرکس می خواهد در صدا و سیما از ادبیات سخن بگوید باید از فیلتر این افراد عبور کند که در نتیجه اگر از باند آنها نباشد ، نمی تواند رشد کند . 


این شاعر با تاکید بر فعال شدن جریانهای ادبی و فرهنگی در شهرستانها ، یادآور شد : امروزه حتما باید به کانون هنرپیشه سالاری یعنی تهران نزدیک بود و گرنه نام و نشانی از تو باقی نخواهد ماند ! البته همه این نفوذها و ماندن ها کوتاه مدت است و هر چیزی ، روزگاری قدر و قیمت خود را خواهد یافت ، ولی چقدر خوب است آنهایی که میخ خود را سفت و سخت در هر جا که قرار است صدای ادبیات و خصوصا شعر شنیده شود ، کوبیده اند قدر خویش را بدانند و آنهایی که متصدی امور هستند و پیک ادبیات می باشند به دلشان رحمی بیفتد و " دموکراسی" را به " امپراطوری ادبیات ایران " برگردانند . از همه بدتر اینکه نسل جوان و نسلی که قرار است ادبیات را بفهمد و با قوه ادبی خود را تقویت کند، این دانش دیرینه ، سنگین و ارزشمند را فقط با چند چهره مکرر می شناسد ، چهره هایی که شاید میزان هایی قوی برای سنجش ادبیات نباشند .

گفتنی است دبیر جشنواره بین المللی شعر فجر نوید داده است که جشنواره در استانها و شهرستانهای مختلف کشور فعال خواهد شد .



ناصر صارمي ::: جمعه 21/2/1386::: ساعت 3:56 عصر







شمس لنگرودي: کانديداي هيچ‌گونه جايزه‌ي دولتي نيستم
ناصر صارمي: لياقت شرکت در جشنواره‌ي شعر، دل و دين و عقل مي‌خواهد


سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
1385/12/05
02-24-2007
11:30:22
8512-00423: کد خبر



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات


شمس لنگرودي گفت: من کانديداي هيچ‌گونه جايزه‌ي دولتي نيستم.



به‌گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين شاعر که نامش به‌عنوان نامزد بخش شعر سپپد و نيمايي جشنواره شعر فجر اعلام شده، در يادداشتي با عنوان "دير آمدي موسي" در اين زمينه نوشته است: «چند روزي است که تلفني و حضوري از من از جايزه‌اي پرسش مي‌شود که گويا من نيز کانديداي آن جايزه بوده‌ام. من هرگز شخصا کانديداي هيچ جايزه‌ي دولتي نبوده و نيستم و نخواهم بود. دليل روشن است.»



وي افزوده است: «در وضعيتي که از فرط انواع مضيقه‌ها بسياري از شاعران و نويسندگان هرگز فرصت چاپ کتابي را پيدا نکردند و به دنيا نيامده، مرده‌اند، چگونه مي‌توانم کانديداي جايزه‌ي ايشان شوم؟»



او در اين يادداشت همچنين آورده است: «اخيرا براي مدتي کتابم را به‌خاطر عکسم که روي جلد کتاب چاپ شده، توقيف کرده‌اند. من کانديداي هيچ‌گونه جايزه‌ي دولتي نيستم و جايزه‌اي را نمي‌پذيرم.»



همچنين ناصر صارمي در نامه‌اي خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آورده است: «به‌نظر مي‌رسد که شعر امروز اين کشور بزرگ با ادبياتي سترگ دستخوش آفاتي است که مهم‌ترين آن‌ها کانوني کردن اين هنر است».





او در ادامه يادآور شده است: «برگزارکنندگان جشنواره حتا از يک فراخوان همه‌گير و جامع دريغ ورزيده‌اند و بسياري از کانون‌ها و مجامع ادبي کشور از آن بي‌خبر بوده‌اند، و شعر، اين هنر والا که از ابتدا عنوان آفرينش را يدک مي‌کشد و ديگر هنرها با آن کمال مي‌يابند، امروز به شيوه‌اي کاملا محسوس و زيرکانه در حصاري که ساخته‌ي متولياني نه چندان درخور است، دارد دوران رکود را مي‌گذراند».





صارمي نوشته است: «لياقت شرکت در جشنواره شعر، نه شهرک سينمايي نياز دارد، نه عوامل اجرايي مجرب و نه ابزار ديگر جشنواره‌ها را. دل و دين و عقل مي‌خواهد که شاعراني که از کانون انحصار و شهرت ادبي يعني تهران فاصله گرفته‌اند، بيش‌تر دارند. بي‌شک مسؤولان امر برگزاري نخستين جشنواره بين‌المللي شعر فجر براي بحراني که از آن ياد مي‌کنم، دو دليل دارند: 1- ناپختگي و ناروايي ديگر شاعران، 2- دليل هميشگي يعني اولين تجربه‌ي ماست و در سال‌هاي آتي...»



او در پايان افزوده است: «جناب آقاي وزير، جناب‌عالي پيش‌تر از آزادي گفتار به‌عنوان مهم‌ترين ارمغان انقلاب اسلامي ياد کرديد. براساس همين باور، انتظار مي‌رود به متصديان ذي‌ربط گوشزد فرماييد حوزه شعر را بيش‌تر و شايسته‌تر دريابند و دموکراسي ادبي را به ديار فرهنگ و ادب کشور بازگردانند».



ناصر صارمي ::: جمعه 21/2/1386::: ساعت 3:40 عصر

   1   2      >